تبليغاتX
ادبیات ایران و جهان

ادبیات ایران و جهان

توضیحاتی درباره ی شاعران بزرگ ایرانی و زندگینامه ی آن ها.

خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری ملقب به شیخ الاسلام و معروف به پیر انصار و

پیر هرات ازدانشمندان و عارفان قرن پنجم است که در سال 481 ه.ق

در هرات در گذشت .

 

از آثار مشهور او الهی نامه ، زادالعارفین ، مناجات نامه و رساله ی دل

وجان را می توان نام برد . مناجات های خواجه عبدالله انصاری مسجع

، لطیف ، دلنشین ساده و سرشار از مضامین عرفانی است .

 

 

یکی از مناجات وی :

 

 

 

"به نام خدای که نام او راحت روح است و مفتاح فتوح است و سلام او

در وقت صباح مومنان را صبوح* است و ذکر او مرهم دل مجروح

است و مهر او بلانشینان را کشتی نوح است . ای کریمی که بخشنده ی

عطایی و ای حکیمی که پوشنده ی خطایی و ای صمدی که از ادراک

خلق جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی و ای خالقی

که راهنمایی و ای قادری که خدای را سزایی ، جان ما را صفای خود

ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای* خود ده و ما را آن

ده که آن به و مگذار ما را به که و مه* .

الهی ، عبدالله عمر بکاست اما عذر نخواست .

الهی ، عذر ما را بپذیر ، بر عیب های ما مگیر .

الهی ، ترسانم از بدی خود ؛ بیامرز مرا به خوبی خود .

الهی ، در دل های ما جزتخم محبت خود مکار و بر تن و جان های ما

جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشته های* ما جز باران رحمت

خود مبار ."

 

      کلمات مبهم :

 

صبوح = شراب / ضیای = نور / کشته های = عبادات / که و مه =

 کوچک و بزرگ

+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 14:0  توسط علی جهان دیده  | 

مهدی اخوان ثالث

 


در سال 1307 در مشهد چشم به جهان گشود تحصیلات ابتدایی و

متوسطه را در همین شهر گذراند و در سال 1326 دوره هنرستان


 مشهد رشته آهنگری را به پایان بر و همان جا در همین رشته آغاز

 به کار کرد سپس به تهران آمد آموزگار شد و در این شهر و

پیرامون آن به تدریس پرداخت .

<<بقيش تو ادامه مطلب گذاشتم>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 13:56  توسط علی جهان دیده  | 

فریدون مشیری

 

فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد

پدری اش به واسطه ماموریت ادرای به همدان منتقل شده بود و از

 سرداران نادرشاه بود. پدرش ابراهیم مشیری افشار فرزند  محمد

 در سال ۱۲۷۵ شمسی در همدان متولد شد و در ایام جوانی به

تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید .

او نیز از علاقه مندان به شعر بود و در خانواده اوهمیشه زمزمه

اشعار حافظ و سعدی و فردوسی به گوش می رسید.


مشیری سالهای اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران بود و 

سپس به علت ماموریت اداری  پدرش به مشهد رفت و بعد از چند

سال دوباره به تهران باز گشت و سه سال اول دبیرستان را در

دارالفنون گذراند و آنگاه به دبیرستان ادیب رفت. به گفته خودش:

 «در سال ۱۳۲۰ که ایران دچار آشفتگی هایی بود و نیروهای

 متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران بودند ما

دوباره به تهران آمدیم ومن به ادامه تحصیل مشغول شدم . دبیرستان

 و بعد به دانشگاه رفتم. با اینکه در همه دوران کودکی ام به دلیل

 اینکه شاهد وضع پدرم بودم و از استخدام در ادارات و زندگی

 کارمندی پرهیز داشتم ولی مشکلات خانوادگی و بیماری مادرم

 و مسائل دیگر سبب شد که من در سن ۱۸ سالگی در وزارت

پست و تلگراف مشغول به کار شدم و این کار ۳۳ سال ادامه یافت.

 در همین زمینه شعری هم دارم و با عنوان عمر ویران».

او از دوران نوجوانی به شعر علاقمند شد و ازهمان سالها شعر

 سرودن را آغاز کرد بطوری که  دراولین سالهای دوران دانشجویی

 

دفتری از غزل و مثنوی داشت و از 1330 به بعد آثارش را انتشار

داد و علاقمندان بسیاری پیدا کرد.

مادرش اعظم السطنه ملقب به خورشید به شعر و ادبیات علاقه مند

بوده و گاهی شعر می گفته، و پدرمادرش، میرزا جواد خان مؤتمن

الممالک نیز شعر میگفته و"نجم "تخلص می کرده و دیوان شعری

دارد که چاپ نشده است.

فریدون مشیری در سال ۱۳۳۳ ازدواج کرد. همسر او اقبال اخوان

 دانشجوی رشته نقاشی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود.

او هم پس از ازدواج، تحصیل را ادامه نداد و به کار مشغول شد.

 فرزندان فریدون مشیری، بهار (متولد ۱۳۳۴) و بابک (متولد

۱۳۳۸) هر دو در رشته معماری در دانشکده هنرهای زیبای

 دانشگاه تهران و دانشکده معماری دانشگاه ملی ایران تحصیل

 کردند .

 

دیوان اشعار :

 

چرا کشور ما شده زیر دست

چرا رشته ملک از هم گسست

چرا هر که آید زبیگانگان

پی قتل ایران ببندد میان

چرا جان ایرانیان شد عزیز

چرا بر ندارد کسی تیغ تیز

برانید دشمن ز ایران زمین

که دنیا بود حلقه، ایران نگین

چو از خاتکی این نگین کم شود

همه دیده ها پر زشبنم شود

+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 13:54  توسط علی جهان دیده  | 

علی شریعتی

 

دکتر علی شریعتی در آذر ماه سال 1312 در روستای  مزينان

 

سبزوار بدنیا آمد در سال 1319 وارد دبستان ابن يمين مشهد شد و

 

در سال 1329 وارد دانشسرا و استخدام همزمان در فرهنگ مشهد

 

شد ، سال1331تحصيلات دانشسراي مقدماتي ( نظام قديم) را بپایان

 

رساند و شروع به تدريس در مدارس، تاسيس انجمن اسلامی دانش

 

آموزان، نگارش كتاب «مكتب واسطه» و ترجمه كتاب «ابوذر

 

غفاري ، خداپرست سوسياليست»، اثر جودة السحارمصری کرد

 

و در1336 ازدواج کرد، که حاصل این ازدواج ۳ دختر و یک

 

پسر بود در سال 1341-1351 پس ازيکدوره تدريس درمدارس

 

، تدريس در دانشگاه مشهد، انتشار دفاترادبی «کوير» و «اسلام

 

شناسی»  (مشهد) ، يکرشته  سخنرانی و کفرانس در دانشگاه های

 

سراسر کشور و بويژه تهران- حسينيه ارشاد،  حبس بمدت 18 ماه

 

در زندان ساواک ، پليس مخفی شاه ، سلول انفرادی ، آزادی پس از

 

توافقات الجزيره ، زيرنظربودن در منزل در 26 ارديبهشت سال

 

1356 پس از توفيق درترک ايران تحت نام خانوادگی دوم خود ،

 

همسر و فرزندش ممنوع الخروج و گروگان گرفته مي شوند و در 

 

29 خرداد در شرايطِ مشکوک در ساتمپتون انگلستان به شهادت  

 

می رسد .

 

 

 

قسمتی از نیایش های علی شریعتی :

 

 

 

خدایا : عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.

 

خدایا : به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.

 

خدایا : رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و

 

"اشراق" محروم نسازد.

 

خدایا : مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست

 

و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

 

 

خدایا : جهل امیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله

 

دشمن برای حمله به دوست نسازد.

 

 

خدایا : شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " می

 

خواهند باشم" نکند.

 

خدایا : درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر

 

و اختلاف در رابطه با هم میامیز. آن چنان که نتوانم این  سه قوم

 

جدا از هم را باز شناسم.

 

خدایا : مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله اماتور مگردان.

 

خدایا : خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخود

 

خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

 

 

خدایا : مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان

 

مطلق« باشم.

 

خدایا : به من « تقوای ستیز» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم

 

و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

 

خدایا : مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای

 

بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.

 

لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 13:53  توسط علی جهان دیده  | 

رهی معیری

 

 

 

 

محمد حسن معيری ، متخلص به «رهی» در دهم اردبيهشت ماه ۱۲۸۸

 

هجری شمسی در تهران چشم به جهان گشود .

 

تحصيلات ابتدايی و متوسطه را در تهران به پايان برد ، آنگاه به 

 

استخدام دولت درآمد و در مشاغلی چند انجام وظيفه کرد و از سال

 

۱۳۲۲رياست کل انتشارات و تبليغات وزارت پيشه و هنر منصوب

 

گرديد .


رهی در نقاشی و موسیقی و سرودن غزل های زیبا و شورانگیز توانا

 

بود .

 


تو تماشاگر خلقی و از باده  شوق

 

مستم آنگونه که یارای تماشایم نیست

 

بسرای پای تو ای سرو سهی قامت من

 

کز تو فارغ سر مویی به سراپایم نیست

 

چه یقینی است کز آن چشمه نوشینم هست

 

چه بلایی کز آن ظلمت و بالایم نیست ؟

 


در آغاز شاعری ، در انجمن ادبی حکيم نظامی که به رياست مرحوم

 

وحيد دستگردی تشکيل مي شد شرکت کرد و از اعضای مؤثر و فعال

 

آن بود و نيز در انجمن ادبی فرهنگستان از اعضای موسس و برجسته

 

آن به شما مي رفت . وی همچنين در انجمن موسيقی ايران عضويت

 

داشت . اشعارش در بيشتر روزنامه ها و مجلات ادبی نشر يافت و

 

آثار سياسی ، فکاهی و انتقادي او با نام های مستعار «شاه پريون» ،

 

«زاغچه» ، «حقگو» ، «گوشه گير» در روزنامه «باباشمل» و

 

مجله «تهران مصور» چاپ مي شد .


رهی علاوه بر شاعری ، در ساختن تصنيف نيز مهارت کامل داشت .

 

ترانه های : «خزان عشق» ، «نوای ني» ، «به کنارم بنشين» ،

 

«آتشين لاه» ، «کاروان» و ديگر ترانه هاي او مشهور و زبانزد

 

خاص و عام گرديد و هنوز هم خاطره آن آهنگها و ترانه های شور

 

انگيز در يادها مانده است .


رهی در سال های آخر عمر در برنامه گل های رنگارنگ راديو ،

 

در انتخاب شعر با داوود پيرنيا همکاری داشت و پس از او نيز تا

 

پايان زندگي آن برنامه را سرپرستی ميکرد .


رهی در طول حيات خود سفرهايی به خارج از ايران داشت که از

 

جمله است : سفر به ترکيه در سال

۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهير

 

شوروی در سال ۱۳۳۷ براي شرکت در جشن انقلاب کبير ، سفر

 

به ايتاليا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان ، يک

 

بار در سال ۱۳۴۱ براي شرکت در مراسم ياد بود نهصدمين سال در

 

گذشت خواجه عبدالله انصاری و ديگر در سال ۱۳۴۵، عزيميت به

 

انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحي ، که آخرين سفر رهی

 

بود .


رهی معيری که تا آخر عمر مجرد بود ، در چهارم آبان سال

۱۳۴۷

 

پس از رنجی طولانی و جانکاه از بيماری سرطان بدرود زندگانی

 

گفت و در مقبره طهيرالاسلام شميران مدفون گرديد .

 

 

دیوان اشعار :

 

 

الا ، ای رهگذر کز راه یاری

 

قدم بر تربت ما می گذاری

 

در اینجا ، شاهدی غمناک خفته است

 

رهی در سینه این خاک خفته است

 

فرو خفته چو گل با سینه چاک

 

فروزان آتشی در سینه خاک

 

بنه مرهم زاشکی داغ ما را

 

بزن آبی بر این آتش خدا را

 

به شبها شمع بزم افروز بودیم

 

که از روشندلی چون روز بودیم

 

کنون شمع مزاری نیست ما را

 

چراغ شام تاری نیست ما را

 

ز سوز سینه با ما همرهی کن

 

چو بینی عاشقی یاد رهی کن


+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 13:52  توسط علی جهان دیده  | 

ایرج میرزا

ایرج میرزا در خانواده ای شاعر پیشه در شهر تبریز به دنیا آمد. هنگامی که به سن

نوجوانی رسید تحت تعلیم و تربیت استاد قرار گرفت تا پارسی را بیاموزد سپس به

مدرسه دارالفنون تبریز جهت یادگیری زبان فرانسه رفته و در خارج نیز در

حوزه ای که آشتیانی ها ترتیب داده بودند منطق، معانی و بیان را آموخت و در اوایل

سن 14 سالگی، برای تحصیل علم او را نزد مرحوم میرزای عارف و نزد، مسیو

لامپر فرانسوی، فرستادند. همچنین او در این سنین شعر نیکو می سرود و امیرنظام

در زمینه شعر او را بسیار ترغیب و تشویق می کرد و خط تحریر و نستعلیق را

به خوبی فرا گرفت هنگام افتتاح مدرسه مظفری در تبریز توسط امیرنظام، سمت

معاونت آنجا را بعهده گرفت و در اواخر ولیعهدی مظفرالدین شاه در معارف و

دارالفنون به سمت جانشینی منصوب شد و مظفرالدین شاه لقب امیرالشعرایی به

وی اعطا کرد . ایرج میراز خدماتی شامل تاسیس کابینه ایالتی ، اداره موزه

و ... انجام داد و یکی از مسائل مهمی که در زندگی ایرج به پیشرفت او کمک

شایانی کرد. آشنایی او با امیرنظام گروسی بود. امیرنظام مانند پدری دلسوز و

مهربان برای ایرج بود و از هیچ گونه کمک و همراهی دریغ نداشت به او

نامه های دلگرم کننده می نوشت هدایای مختلف برای او می فرستاد و از همه

مهمتر او را با فرزند خود هم درس کرد و در محافل اهل فضل و کمال او را

معرفی کرده و خلاصه تا آخر عمر یاری غمخار و رفیقی شفیق برای ایرج بود.

اشعار ایرج در ابتدا جز تعدادی قصید مدیحه ساریی نبود و خود این چنین

نمی پسندیده و اشعار خوب و کامل او در نیمه دوم عمر او سرود شده، آن موقع

که در دستگاه دولتی مشغول کار بود، بیشتر اشعار انتقادی و اجتماعی می سرود.

ایرج در سفرهایی که همراه امین الدوله به اروپا داشت و آشنایی او با زبان فرانسه

به او کمک فراوانی کرد تا وی را مردی آزاد فکر و متجدد و ترقی خواه بار آورد

، در نتیجه او در ابزار عقاید خود بسیار شجاعانه و بی باکانه سخن می گفت

اشعارش دارای روانی و سادگی خاصی بود تا همگان گفته هایش را دریابند. به

رسم و رسومات خرافی و نقص های اجتماعی. تعارفات بیهوده خرده می گرفت

و از آنها به دور بود . آموزگاری دلسوز ،  توانا و اندیشمند بود نه برای پاداش

گرفتن و نه برای مقام گرفتن و ستایش شدن شعر می سرود و از طریق زحمت و

تلاش مجدانه به جایی رسیده بود. به تعلیم و تربیت کودکان بسیار اهمیت می داد و

در این حین علاقه وافری به زنده کردن ادبیان غنی فارسی داشت از جمله کارهای

او که برای کودکان و نوجوانان سروده است می توان به: شوق درس خواندن، مهر

مادر، کلاغ و روباه، پسر بی هنر و ... اشاره کرد . یکی از پسران ایرج به نام

جعفر قلی میرزا در زمان حیات پدر به دلیل نامعلومی خودکشی کرد و پدر حساس

خود را داغدار و ماتم زده ساخت . ایرج یک پسر دیگر به نام خسرو و یک دختر

دیگر به نام ربابه نیز از خود به جای گذاشت . وفات ایرج ناگهانی و بسیار تاثر

انگیز در روز دوشنبه 27 شعبان سال 1344 هجری قمری که مطابق با یکی از

آخرین روزهای ماه اسفند سال 1304 هجری شمسی بود اتفاق افتاد و علت آن

را سکته قلبی نگاشته اند .


دیوان اشعار



بر سر در کاروان سرایی

تصویر زنی به گچ کشیدند

ارباب عمایم این خبر را 

از مخبر صادقی شنیدند

گفتند که واشریعتا ، خــلق

روی زن بی نقاب دیدند

آسیمه سر از درون مسجد

تا سر در آن سرا دویدند

ایمان و امان به سرعت برق

می رفت که مؤمنین رسیدند

این آب آورد ، آن یکی خاک

یک پیچه ز گل بر او بریدند

ناموس به باد رفته ای را

با یک دو سه مشت گل خریدند

چون شرع نبی از این خطر جست 

رفتند و به خانه آرمیدند 

غفلت شده ای بود ، خلق وحشی

چون شیر درنده می جهیدند

بی پیچه زن گشاده رو را

پاچین عفاف می دریدند

لب های قشنگ خوشگلش را

مانند نبات می مکیدند

بالجمله تمام مردم شهر

در بحر گناه می تپیدند

درهای بهشت بسته می شد

مردم همه می جهنمیدند

می گشت قیامت آشکارا

یک باره به صور می دمیدند

طیر از و کرات ووحش از جحر

انجم ز سپهر می رمیدند

+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 13:50  توسط علی جهان دیده  | 

سلمان هراتی

سلمان هراتی

 سلمان هراتی در سال 1338 هجری شمسی در روستای "مرزدشت" تنکابن، در خانواده ای مذهبی پا به عرصه وجود نهاد.

دوران ابتدایی را در روستا گذراند و از سنین نوجوانی با قلم و دفتر و کتاب، انس و الفت گرفت.

از همان ابتدای جوانی به دلیل فقر مادی، برای گذراندن معاش به شاگردی می پرداخت و با چوپانان محلی (گالشها) به چوپانی می رفت و از همین رهگذر با ترانه های محلی آشنایی پیدا کرد.

از سال 1352 به نوشتن روی آورد و سرودن شعر را تجربه کرد.

فوق دیپلمش را در سال 1362 در
رشته هنر گرفت و بلافاصله به کار تدریس هنر در روستاهای تنکابن مشغول شد.

سلمان با شعر متعهد پیوندی ناگسستنی داشت و از همین روست که صمیمیت و خلوص و بی پیرایگی در اشعارش موج می زند و شعر او را از شعر دیگر معاصران متمایز می سازد.

از سلمان هراتی سه مجموعه با نامهای "از این ستاره تا آن ستاره" ، "از آسمان سبز" و "دری به خانه خورشید" به چاپ رسیده است.

زنده یاد سلمان هراتی یقیناً یکی از مصادیق
شعر انقلاب است.

از او اگر چه بر پیشانی زمانه جز سه دفتر شعر باقی نیست اما همین سه دفتر کافی است تا بتوان در همه قالب های شعری نمونه های کاملی از شعر انقلاب را یافت.

سلمان هراتی در آبانماه 1365 هـ.ش در راه رفتن به مدرسه، بر اثر تصادف جان باخت.

نمونه ای از شعر سلمان هراتی:

تو مثل ستاره

تو مثل ستاره
پر از تازگی بودی و نور
و در دستت انگشتری بود از عشق
و پاکیزه مثل درختی
که از جنگل ابر برگشته باشد


***

سرآغاز تو
مثل یک غنچه سرشار پاکی
زمین روشنی تو را حدس می زد
تو بودی ،هوا روشنی پخش می کرد


***

و من
هر گلی را که می دیدم از
دستهای تو آغاز می شد
و آبی که از بیشه ای دور می آمد آرام
بوی تو را داشت


***

من از ابتدای تو فهمیده بودم
که یک روز خورشید را خواهی آورد
دریغا تو رفتی!
هراسی ندارم
مهم نیست ای دوست
خدا دستهای تو را
منتشر کرد...

+ نوشته شده در  87/08/18ساعت 14:10  توسط علی جهان دیده  | 

محمد حسین بهجت

زندگینامه

محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.


او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.
او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.
شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.
طبع توانای شهریارتوانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .
او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:
قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،
( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، )
کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،
(بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،)
قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،
( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،)
من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم!
(ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)


بقیش تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/18ساعت 13:35  توسط علی جهان دیده  | 

دانلود كن

 دانلود كن

 

   توضيحات:
    قسمت اول کتاب کیمیای سعادت اثر جاودانه ی شیخ الاسلام امام ابوحامد محمد غزالی در قالب pdf.

    اگر نرم افزار آدوب آكروبت ريدر (adobe acrobat Reader) در رايانه ي شما نصب نيست، از اين قسمت آنرا دريافت كنيد.


کتاب های موجود از این نویسنده، در سایت تربت جام:
کیمیای سعادت جلد اول ، کیمیای سعادت جلد دوم ،اعترافات غزالی ، آداب نکاح ، مکاتیب فارسی غزالی ، میزان العمل ، مقدمه تهافت الفلاسفه ، مشکاة الانوار .

 
 
 

توضيحات:
لیلی و مجنون داستان پر سوز و گداز عشقِ قیس از قبیله بنی عامر به لیلی دختر سعد است که شامل 4500 بیت و در سال 584 هجری سروده شده است در قالب pdf                           دانلود كن                                             
 

  توضيحات:
   شاهنامه فردوسی شاهکار ادبی .


  نمونه ای از اشعار شاهنامه ؛

  به نام خداوند جان و خرد
  کزین برتر اندیشه برنگذرد

  خداوند نام و خداوند جای
  خداوند روزی ده رهنمای

  خداوند کیوان و گردان سپهر
  فروزنده ماه و ناهید و مهر
 
  
                                                        
 
توضيحات:
مثنوی معنوی اثر جاوید مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی به صورت کامل در 1143 صفحه و در فرمت pdf و به تصحیح نیکلسون.
 
 
 
 
 

 توضيحات:
 گزیده هفتاد حکایت از گلستان سعدی، به شرح دشواری ها توسط حسین جاوید و تصحیح  شده بر اساس نسخه محمد علی فروغی در قالب PDF. گلستان سعدی شرح حکایاتی است  که اغلب از تجارب خود شیخ در سفرها در هشت باب به نثری موزون و مسجع نگاشته  شده است.
                                  

  دانلود با حجم: ۱.۳۲مگابایت

 دانلود شاهنامه فردوسی  امیدوارم ازش خوشتون بیاد                                                    

  دانلود با حجم:۱.۵۷مگابایت

  دانلود کلیله و دمنه .امیدوارم از اون خشتون بیاد.

 

   دانلودبا حجم:۳۲۲کیلوبایت

  دیوان حافظ برای موبایل را گذاشتم امیدوارم بهره کافی را ببرید راستی این دیوان بر روی

 همه ی موبایل ها قابل اجراست.

 نکته مهم:پسورد ictb فايل مورد نظر به صورت فشرده با پسوند Zip يا Rar مي باشد . لذا بعد از دريافت فايل , آن را  از حالت فشرده خارج و سپس با استفاده از دستگاه بلوتوث يا كابل و يا دستگاه كارت ريدر بر  روي گوشي موبايل خود Install نماييد

+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 17:26  توسط علی جهان دیده  | 

شاملو


غزلیات حافظ با صدای شاملو


خروس زری پیرهن پری

نمایشنامه خروس زری پیرهن پری نوشته احمد شاملو ...در یک فایل زیپ دانلود کنید ...


در آستانه

مجموعه شعر در آستانه کاری از احمد شاملو را به شکل یک فایل زیپ دانلود کنید ...



ابراهیم در آتش

این مجموعه در یک فایل زیپ می باشد



مجموعه شعر باغ آینه



سفرنامه شاملو به آمریکا



رباعیات خیام با صدای احمد شاملو



اشعار نیما یوشیج با صدای احمد شاملو



سکوت سرشار از ناگفته هاست مجموعه شعری از مارگوت بیکل با صدای احمد شاملو را دانلود کنید .

سکوت سرشار از ناگفته هاست



اشعار دیوان شمس مولوی با صدای شاملو

( این فایل در دو صفحه است و دارای ۲۱ تراک وقتی وارد شدید پایین صفحه میتوانید به صفحه ۲ نیز مراجعه کنید )



ترانه های میهن تلخ با صدای احمد شاملو

مجموعه اشعار یانیس ریتسوس با صدای احمد شاملو




شعر بلند پریا و دخترای ننه دریا
+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 17:6  توسط علی جهان دیده  |